دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 6649
تعداد نوشته ها : 16
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
GraphistThem248

حجاب و عفت:

مرحوم آيت الله سيد محمدباقر مجتهد سيستاني (ره) پدر آيت الله سيد علي سيستاني تصميم مي گيرد براي تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زيارت عاشورا بخواند. در يكي از جمعه هاي آخر، نوري را از خانه اي نزديك به مسجد مشاهده مي كند. به سوي خانه مي رود مي بيند حضرت ولي عصر امام زمان (ع) در يكي از اتاق هاي آن خانه تشريف دارند و در ميان اتاق جنازه اي قرار دارد كه پارچه اي سفيد روي آن كشيده شده است. ايشان مي گويد هنگامي كه وارد شدن اشك مي ريختم سلام كردم، حضرت به من فرمود: «چرا اينگونه به دنبال من مي گردي و اين رنج ها را متحمّل مي شوي؟! مثل اين باشيد- اشاره به آن جنازه كردند- تا من بدنبال شما بيايم!»

بعد فرمودند: «اين بانويي است كه در دوره كشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوي- هفت سال از خانه بيرون نيامد تا چشم نامحرم به او نيفتد.» (1)

 

رعايت حلال و حرام در زندگي

يكي ديگر از نگراني هاي امام زمان (ع) بي توجهي مردم به حلال و حرام است. يكي از دانشمندان مدت ها در آرزوي زيارت حضرت مهدي (عج) بود، براي رسيدن به اين هدف زحمت هاي فراوان كشيد از جمله علم جفر آموخته و چلّه نشيني كرده و چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته بود. اما هر چه مي كوشيد راه به جايي نمي برد تا به او گفتند: ديدار امام زمان (ع) براي تو ممكن نيست مگر در فلان شهر. او حدود 37 روز در آن شهر مي ماند تا در بازار آهنگرها كنار دكان پيرمردي قفل ساز هنگامي به محضر امام زمان (ع) شرفياب مي شود كه آن حضرت در كنار پيرمرد قفل ساز نشسته و با او گرم گرفته بودند و سخن مي گفتند. در همين حال مي بيند پيرزني ناتوان و قد خميده ،عصا زنان آمده و با دست لرزان قفلي را نشان داد و گفت: «براي رضاي خدا اين قفل را به مبلغ سه شاهي از من بخريد. من سه شاهي پول نياز دارم.» پيرمرد با كمال سادگي گفت: «اين قفل دو عباسي و هشت شاهي ارزش دارد، من آن را به هفت شاهي مي خرم زيرا در معامله دو عباسي بيش از يك شاهي منفعت بردن بي انصافي است.» پيرزن با ناباوري گفت: «من التماس كرده ام اما هيچ كس راضي نشد اين قفل را به سه شاهي از من خريداري كند.» سرانجام پيرمرد هفت شاهي پول به آن زن داد و قفل را خريد هنگامي كه پيرزن رفت امام عصر (ع) به من فرمود: «آقاي عزيز! ديدي؟ اينطور باشيد تا ما به سراغ شما بياييم. چلّه نشيني لازم نيست، علم جفر سودي ندارد، علم سالم داشته باشيد و مسلمان باشيد. در تمام اين شهر من اين پيرمرد را انتخاب كرده ام چون دين دارد و خدا را مي شناسد، هفته اي بر او نمي گذرد مگر اينكه من به سراغ او مي آيم و از او دلجويي و احوال پرسي مي كنم.»(2)

 

بي توجهي شيعيان به امام زمان (ع)

مرحوم حاج محمدعلي فشندي تهراني مي گويد كه در مسجد جمكران سيدي نوراني را ديدم با خود گفتم اين سيد در اين هواي گرم تابستاني از راه رسيده و تشنه است ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهيد تا فرج امام زمان (ع) نزديك گردد.» فرمودند: «شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند، اگر بخواهند و دعا كنند فرج ما مي رسد.»(3)

 

اعمال ناپسند و بي توجهي به عرضه اعمال

در تشرّف مرحوم شيخ محمدطاهر نجفي، خادم مسجد كوفه، مي فرمايند: «آيا ما شما را هر روز رعايت نمي كنيم؟ آيا اعمال شما بر ما عرضه نمي شود؟ چرا شيعيان براي فرج ما دعا نمي كنند؟»(4)

آقاميرزا محمدباقر اصفهاني مي گويد كه شبي در خواب گويا مولايم حضرت امام حسن مجتبي (ع) را ديدم كه به من فرمودند: «روي منبرها به مردم بگوييد كه توبه كنيد و براي فرج حضرت حجت (ع) دعا نمائيد و بدانيد اين دعا مثل نماز ميت واجب كفايي نيست بلكه مانند نمازهاي يوميه بر تمام مكلفين واجب است.»(5)

در تشرّف آقا شيخ حسيم سامرايي در سرداب مقدس فرمودند: «به شيعيان و دوستان ما بگوييد كه خدا را قسم بدهند به حق عمه ام حضرت زينب (ع) كه فرج را نزديك گرداند.»(6)

در تشرّف مرحوم آيت الله حاج سيد محمد- فرزند آيت الله سيد جمال الدين گلپايگاني (ره)- امام زمان (ع) فرمودند: «از علايم ظهور فقط علامات حتمي مانده است و چه بسا آنها نيز در مدتي كوتاه به وقوع بپيوندد. شما براي فرج من دعا كنيد.»(7)

در تشرّف ديگري كه يكي از علماء به محضر امام زمان (ع) پيدا كرده بود آن حضرت فرمودند: «به آنان بگو كه براي فرج من دعا كنيد تا خدا مرا از زندان غيبت نجات دهد.»(8)

 

همكاري شيعيان با ظالمان و ستمگران

شيخ عبدالحسين حويزاوي مي گويد مردي به نام ميرزا احمد رئيس شهرداري نجف اشرف بود، او مرد متدين و خوبي بود كه به اجبار او را شهردار كرده بودند. شبي در عالم رؤيا به محضر امام زمان (ع) مشرّف شدن و ديدم كه رئيس شهرداري نجف نزد ايشان حاضر است حضرت با تندي به او فرمودند: «چرا داخل شغل حكومتي شدي و اسم خود را در زمره آنها محسوب داشتي؟» بعد مطلبي فرمودند كه آن مرد متوجه نشد من خواستم گفته حضرت را به او بفهمانم. گفتم حضرت بقيه الله (ع) مي فرمايند: وَ لا تركَنُوا اِلي الّذين طَلَمُوا فَتَمّسكُمُ النّار؛ يعني، به سوي ستمگران ميل نكنيد به آنان تكيه ننماييد كه موجب مي شود آتش شما را فرا گيرد.» وقتي اين جمله را گفتم، حضرت رو به من كرد و فرمود: «پس تو چرا مدح مي كني؟» عرض كردم: «تقيه مي كنم.» حضرت دست مبارك را به دهان گذاشتند و به عنوان انكار سخن من با تبسم فرمودند: «تقيه! تقيه! تقيه!- يعني تو از روي خوف و تقيه مدح نمي كني- هفت روز بيشتر از عمر تو باقي نيست فردا برو و مُهر حكومتي را رد كن.»(9)

 

تحصيل معارف از طريق غير مشروع

امام زمان (ع) مي فرمايد: «طَلَبُ المَعارِف مِن غَيرِ طَريقَتِنا اَهلَ البَيتِ مُساوِقُ لِلاِنكارِنا؛ يعني، بدست آوردن معارف جز از طريق ما خاندان پيغمبر (ص) مساوي با انكار ماست.»(10)

 

گناه شيعيان

امام زمان (ع) مي فرمايند: «نادان ها و كم خردان شيعه و كساني كه به اندازه پر و بال پشه دين ندارند- با رفتار و گفتار ناشايست خود- ما را آزار مي دهند.»(11) امام زمان (ع) مي فرمايند: «به خدا پناه مي برم از كوري بعد از بينايي و از گمراهي بعد از هدايت.»(12)

 

پرهيز از تصرف اموال معصوم (ع)

از توقيع شريفي كه به وسيله ي نايب دوّم ابوجعفر محمد بن عثمان از امام عصر (ع) رسيده است، آن حضرت در مورد خمس كه بايد به فقيه جامع الشرايط پرداخت شود، مي فرمايد: «كسي كه آنچه را از اموال ما در دست او است حلال مي داند و بدون اجازه ما در آنها تصرف مي كند، همانند تصرفي كه در مال خود مي كند، ملعون است و در روز قيامت از دشمنان ما محسوب مي گردد.»(13)

امام زمان (ع) در توقيع شريفي مي فرمايند: «هر كس در اموال مربوط به ما تصرف كند و بخورد، بدرستي كه آتش را در شكم خود وارد كرده است و به زودي در آتش افروخته وارد خواهد شد.»(14)

ايشان مي فرمايد: «وقتي براي هيچ كس جايز نباشد كه در مال ديگران بدون اجازه آنان تصرف كند چگونه اين كار در مال ما جايز مي شود؟»(15)

در توقيع ديگر مي فرمايد: «لعنت خداوند و ملائكه و تمامي مردم بر كسي كه يك درهم از مال ما را حلال بداند و در آن تصرف كند.»(16)

 

پي نوشتها :

(1)    شيفتگان حضرت مهدي (عج) ، ج 3 ، ص 158.

(2)    ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 268.

(3)    شيفتگان حضرت مهدي (عج) ، ج 1 ، ص 155.

(4)    بركات حضرت ولي عصر (عج) ، ص 35.

(5)    ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 87.

(6)    ملاقات با حضرت مهدي (عج) ، ج 1 ، ص 251.

(7)    شيفتگان حضرت مهدي (عج) ، ج 1 ، ص 184.

(8)    كرامات الصالحين ، ص 174.

(9)    بركات حضرت ولي عصر (عج) ، ص 361.

(10)صحيفه المهدي ، ص 334.

(11)احتجاج ، ج 2 ، ص 474.

(12)الخرائج ، ج 3 ، ص 1110.

(13)كمال الدين ، ص 520.

(14)كمال الدين ، ص 520.

(15)كمال الدين ، ص 521.

(16)نجم الثاقب ، ص 411.


دسته ها : مهدویت
X